۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۰, پنجشنبه

لطفا برای نامزدتان کاری کنید!


من که از اولش هم با اینکه گوشه‌ی صفحه کوچک تلویزیون، از دو ماه مانده به انتخابات لوگوهای تبلیغاتی و روزشمار معکوس بیاید مخالف بودم و الان هم هستم. ولی نمی توانم بفهمم چطور آن کارها برای انتخابات مجلس خبرگان لازم بود و برای انتخابات ریاست جمهوری نه. خب اگر واقعا انتخابات (آنطور که می‌گویند) در حکم بیمه‌ی نظام است؛ انتخابات ریاست جمهوری که "عمر و ثالث" محسوب می‌شود و اهمیتش از همه بیشتر است. راستی گفتم بیمه و حرف عمر آمد میان ،یاد آقای جنتی افتادم. خدا حفظشان کند. محال است این دو کلمه را جایی بشنوم و یاد ایشان نیفتم. البته مواردی که یاد ایشان می‌افتم بیشتر از اینهاست. مثلا هر وقت این شعر را هم می شنوم: دوش می آمد و رخساره برافروخته بود تا کجا باز دل غمزدهای سوخته بود یا این یکی را ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما آبروی خوبی از چاه زنخدان شما محال است تمثال مبارک جناب آقای جنتی نیاید توی ذهنم. البته موارد یادآور ایشان خیلی بیشتر از اینها هستند و از آن‌رو روزی ده پانزده بار ایشان به ذهن من می آیند. (دکترم می گوید یکی از دلایلی که نمی توانم عادت سر به دیوار کوبیدن و مشت به کله زدنم را ترک کنم، همین است.) (بووووم) آخیش... بله داشتم در مورد انتخابات و سردی فضا حرف می‌زدم. به نظر می‌رسد با بودن کاندیداهای مطرحی مثل من و کروبی و موسوی و رضایی فضا باید خیلی بیشتر از این‌ها گرم باشد. تنور را هم که آقای احمدی‌نژاد برده و هی نان از تویش درمی آورد می دهد به رای دهنده‌ها و نمی شود مثل سابق تنور انتخابات را داغ کرد. هواداران ما هم که شما باشید فکر می‌کنید با چند تا وبلاگ نوشتن و سایت خواندن و کامنت گذاشتن می‌شود حریف ایشان و وزارت کشور و ستاد انتخابات و شورای نگهبان و سایر اعوان و انصار ایشان افتاد. به آقای دکتر احمدی نژاد که رییس جمهور فرزانه و صادق و اخلاق‌مداری هستند کاری ندارم. ولی بی تعارف بگویم دوستان که اگر می خواهید نامزد مورد علاقه‌تان رئیس جمهور شود و فکر می کنید رقیب ایشان مستظهر به نیروهای غیبی است، باید اختلاف رای بین برنده و ایشان بیش از پنج میلیون باشد. چه جوری؟ به قول برادرمان ساسی مانکن این جوری، این جوری: امدادهای غیبی در بخش ابطال صندوق‌هایی که در آنها رای ما بیشتر است/ 900 هزار- امدادهای غیبی در بخش چند بار شماری صندوق‌هایی که در آنها رای ایشان بیشتراست / 1 میلیون امدادهای غیبی در هنگام جمع زدن آرای ما در ستاد / 1 میلیون و 200 هزار – امدادهای غیبی در هنگام جمع زدن آرای ایشان در ستاد/ 1 میلیون و 500 هزار خودِ آرای امدادهای غیبی عزیز/ 600 هزار امدادهای غیبی برای کمک به افراد بیمار، بیسواد، پیر و امثال آنها که برای پر کردن برگ رای نیاز به کمک دارند/ 700 هزار امدادهای غیبی در بخش تمام شدن برگه‌های اخذ رای، رفتن برق و اتمام زودهنگام زمان رای‌گیری در مواقعی که اوضاع به نفع ما باشد/ 800 هزار – مجموعا -900000-1000000-1200000-500000-600000-700000-800000=5600000 البته این برآورد هزینه‌ی غیبی با توجه به تجربیات گذشته و نفت 30 دلاری است و با توجه رشد قیمت نفت تا 150 دلار، گم شدن رقم های میلیارد دلاری، بذل و بخشش‌های استانی، جابجایی برخی سازمان‌ها و انحلال سازمان برنامه و بودجه و مواردی از این دست که اصولا باعث تقویت بنیه‌ی نیروهای غیبی می‌شوند باید احتیاطا رقم بیشتری برای غیبیات در نظر گرفت. حالا با چنین وضعیت درامی شما عزیزان هم به جای اینکه گوشی تلفن را بردارید و به چهارتا دوست و آشنا زنگ بزنید یا حتی پا شوید بروید خانه‌ی اقوامتان و فضای انتخابات را پر شور کنید، هی می نشینید پای وب و مته روی خشخاش ما می گذارید که چرا موسوی این را گفت و چرا کروبی آن را نگفت و چرا میم فه فلان را نوشت و اینها دهه‌ی شصت کجا بودند و چه می کردند. انگار که مثلا رقیب آن سال‌ها داشته در شیراز با حافظ مشاعره می کرده یا در پرینستون با انیشتین معادله حل می کرده یا وردست مادر ترزا توی هند بوده است! یادش به خیر یک روز توی تاکسی بودم و از جلوی سینما آزادی رد شدیم. شمارنده‌اش یک رقمی شده بود و مشخص بود هنوز چند هفته‌ی دیگر تا راه اندازی کار دارد. راننده هم شروع کرد به قالیباف فحش دادن که این شهردار (...) بی‌عرضه اینقدر (...) ندارد که حتی (...)ش و باید به (...) که اگر (...) و من اون (...) را همچین... ( کلیه فحش‌ها نزد نویسنده محفوظ می باشد که علاقه‌مندان می‌توانند با مراجعه به فرارو از اصل آنها مطلع شوند. با پوزش از خوانندگان محترم و آقای شهردار و سایت گرداب) .بعد از فروکش کردن هیجانات و در انتهای نمایش پورنوی رادیویی از آقای راننده پرسیدم حالا که اینقدر از یک تاخیر چند روزه هیجانی می شود نظرش در مورد بایر بودن زمین سینما آزادی تهران در دوره سه شهردار قبلی چیست. ایشان هم با خونسردی گفت "خب البته اونام کارشون درست نبوده. شایدم یه علتی داشته کارشون." !...در این‌باره فردا با هم بیشتر حرف خواهیم زد. تا آن موقع سعی کنید چند نفر را تشویق کنید به نامزد مورد علاقه شما رای بدهند یا دست کم به نامزد مورد علاقه‌ی فاطمه خانم رجبی رای ندهند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر